جسم و ذهن

برای آسمانی که همه نگاه ها بدان سوست در حالی که زیر پاهایشان را که بر آن قدم می گذارند نمی بینند…
ذهن انسان در کجاهاست و جسم انسان در کجا!

لیلا کوت آبادی

4مهر 93

For the sky that is center of attention while they don’t see under of their feet that step on it..
Where is the human mind and where is the human boy!

leyku

زمستان

زمستان بود و لحظه های سرد جدای‎اش. معشوق بود و نفس‌های گرم و صدای بریده بریده‌اش. کاش با بوسه‌ای می‌ربودمش تا اسیر لب‌های فریبنده می‌کردمش. کاش او را به قلب ساده نسپرده بودمش تا نشکند زمانه آن را با دستان سردش. زمستان بود و لحظ‌ه‌های سرد جدای‎اش و او رفته بود و من مانده بودم با حسرت یک بوسه از لب‌های سرخش.

لیلا کوت آبادی – لیکو

۲۲ داد ۹۳

پاییز

پاییز دلم را از جا می‌کند و من چه مست شده‌ام با جرعه‌ای از نسیم پاییزی در تماشای این زیبا روی موهنایی.  برگ برگ لباس‌هایش را از تنش می‌کند همچو یک دیوانه حیران و سرگردان و مرا گنگ می‌کند گرمای تن سفید و عریانش و لحظه‌ها را می‌شمارم برای هم آغوشی گرم زمستانه‎ای‌ در بسترش.

لیلا کوت آبادی – لی کو – لیکو – زومکس

۲۱ داد ۹۳

کنترل + زد

می دونی کنترل + زد چیز بدیه… آخه ذهنت رو به این عادت می‌ده که می‌تونی اتفاقات رو به حالت قبل برگردونی… اما تو دنیای واقعی کنترل+ زدی وجود نداره. و تو گاهی وقتا ناخوداگاه تو ذهنت کنترل + زد رو می‌زنی و منتظری که همه چیز به حالت قبلی برگرده.

لیلا کوت آبادی

۷ مرداد ۹۳

فریاد می زنم آسمان را

آسمان را فریاد می‌زنم تا ستاره را با ساز من بنوازد… و زمانی گذشت تا فریادم سکوت شد و سکوتم آسمان را لرزاند.

لیلا کوت آبادی

بخش اول 89 – بخش دوم 90