سفارش

ب نام او ک تنها اوست

قبل از مرگ چ باید کرد.. طلب بخشش کرد و سفارشاتی گذاشت ک مرده را چه به سفارش دادن.. من خواهش هایی خواهم داشت…

ممکن است در مرام دوستی و دوست داشتن دلی را آزرده باشم یا کسی دلم را آزرده باشد… اگر اولی باشد طلب بخشش دارم و دومی باشد می‌بخشم…

دنیا کوچک است‌ و من کوچکترین… اما گاهی بزرگی کرده ام از روی نفهمی و نادانی… فی المثال عقایدم را به رخ و گوش رسانده ام حال ک پر از اشتباه بوده ام، امید است هرکسی با دل و علم و تحقیق عقایدش را بیابد و بسازد نه تنها به کلام انسان جایز الخطایی چون من…

در زندگی حسرت ها فراوان داشته ام من جمله عشق اما عشق را اول باید شناخت و در آن صورت با هرکسی و ناکسی به تجربه ی عشق نمی اندیشی و اگر بی آغوش کشیدنِ یاری بمیری نه تنها بد نیست که بهتر از گرفتن دست کسی ست که یار تو نبوده و نیست…

زمانی آغوش و هرآنچه در مسلک عشق است، درست است که از عشق باشد نه هوس یا صرف تجربه ای خام.. این‌ها همه ابزار ابراز عشقند و تو گر عاشق نباشی هرآنچه کردی گناه است و خود خطا..

بزرگترین خطاهای من از زبانم سر زد و خامی همچو غیبت، تهمت، ناسزا و دروغ… ک شرمسارم از اینهمه زشتی و خدا را خواهشم که مرا ببخشد و در دل آنانی که بدان چنین بد بودم شفقت اندازد برای بخشیدن چون من زشت کاری

خدا را شکر می‌کنم زندگی کردم و همیشه در اندیشه بودم و اگر جان و عمری بماند امید دارم به بهتر زیستن با اندیشه های صحیح تر در مسیری سوی کمال و آرامش…

والدینم و خانواده ام عزیزترین هایم بوده اند، هرچند که بیشترین درد را از جانب آنان کشیده ام اما خانواده را باید پذیرفت و بعد آموخت که چگونه با آن به تعادل و صلح رسید، من بعد می‌توان به جای جنگیدن، عشق ورزید… و من در نیمه های شناخت هستم و اگر زنده بمانم امید است برسم به عشق ورزیدن…

هرچه دارم از اوست و نهایت سفرم سمت و سوی او باشد…

الهی آمین و شکر خدایا

لیکو

4 و 47 صبح روز جمعه 6 فروردین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *