بهار را لمس می کنم

زمستان سختی بود و ..
او رفته بود
خاطراتش جا مانده بود
و من..
بی نگاهی، از بهار ها می گذشتم
دلتنگ می شدم
دلتنگ زیبایی هایی ک بود و نمی دیدم..
خسته می شدم
از زمستانی ک در آغوشش آرامیده بودم

زمان.. همچنان می گذشت و می گذرد
و دلم .. همچنان تنگ بود و هست
جای هزاران هزار لحظه ی بی انتها خالیست
جای عشق و لبخند دوست خالیست
اینجا در پس ذهن و قلبم.. جای بهار خالیست

دلم..
بهار می خواهد
تا بلرزد این بهار
ب لبخند و مهر و صفایی
ب لی لا گفتن یاری

#لی_کو
#جام_واژ
28 اسفند ۹۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *