ای دوست چگونه دوستم داری؟

و من
در جمع خانواده
تنهایم
در جمع دوستانم
تنهایم
شاید این وضعِ همه ما آدم ها هست
اما چ تلخ
و من..
لبخند می زنم..
برای اینکه آن ها.. غمم را نفهمند
نه دلم میخواهد از این غم ب کسی بگویم
نه دیگر تظاهرات دروغین را دوست دارم
خسته ام
اری غمگینم
مهم نیست دیگر
دیگران چه می گویند..
شب
روز
شب
روز
و روزی میاید تا این غم نباشد
شاید روزی ک من نباشم..
شاید روزی ک تو باشی
نمی دانم
اما..
تو ای خداوندا.. روی سخنم با توست
تو
مرا
دوست داری؟
چگونه؟
بگو، چگونه دوستم داری ای خداوندگار مهربان اسمان و زمینِ ادم ها
و من تنها میگویم.. ای دوست، چگونه دوستم داری؟
یا
میگذاری تا بگویم.. ک حوصله تو را هم دیگر ندارم..؟!

“لی کو”
۱۰ دی ۹۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *