روزگار بعد از تو

روزگار آغوش مرا از تو تهی کرد…
شب و روزم را با غصه یکی کرد…
دست در زندگی من برد و آن را زیر و رو کرد…
آخرش “هه” را از بوسه کم کرد و “کا” را تاج سرش کرد…
بماند… تو که رفتی، روزگار هم مرا در کابوس‎هایم رها کرد…

پاییز 94
لیلا کوت آبادی – لیکو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *