روزگار با من چه‌ها که نکرد..

روزگار آغوش مرا از تو تهی کرد..
شب و روزم را با غصه یکی کرد..
دست در زندگی من کرد و آن را زیر و رو کرد..
آخرش “هه” را از بوسه کم کرد، و “کا” را تاج آن کرد..
بماند.. تو که رفتی، روزگار هم مرا در کابوس رها کرد..

پاییز 94
لی کو

دسته‌هادسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *