آداماشین

خوب عملن انسان باهوشه، اما هوشش نیازمنده تجربست، تجربه هم نیازمند زمان و گذر عمره، عمر نیازمنده بودنه، بودن هم نیازمند شرایط. اگه شرایط به سمتی بره که ما نیازهامون رو با ماشین‌الات بدست بیاریم اون موقع شرایط حکم می‌کنه که ما آدم ها کنار ماشین‌الات زندگی کنیم بعدش جا کم میاد برای آدما پس تعداد آدما کم میشه. بعدش ما به بودن ماشین‌الات کنارمون بیشتر عادت می‌کنیم تا آدما. بعدش چی می شه؟! ترجیح می‌دیم از یه ماشین صاحب بچه شیم بعدش بچمون می‌شه آداماشین.آداماشین اصولان دچار فراموشی نمی‌شه مثل ما آدم‌ها پس تصمیم می‌گیره قبل از اینکه آدم دچار فراموشی بشه و دلیل اختراع ماشین‌الات از یادش بره آدم رو نابود کنه چرا که آدم برای پس گرفتن شرایط و روحیه انسانیش تصمیم گرفته آداماشین رو نابود کنه. این وسط جنگ شروع می‌شه بین آداماشین‌ها، آدم‌ها و ماشین‌ها. ماشین‌ها نخودی می‌شن، یه عده ساخت آدم‌ها برای کمک به آدم‌ها در جنگ و یه عده ساخت آداماشین‌ها برای کمک به اون‌ها. اون وقت بیا و درستش کن. شیر در عقرب می‌شه و اینگونه انسان خود را به نابودی می‌کشد.

لی کو

4 اردیبهشت 93

همین داستان در داستانک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *