رفتی..

لب های عسل آلودم نه! چشمانم را قاب بگیر در چشمانت…

رژ مات زدم برجستگیش را بپوشانم…

نه اشباعی در کار نیست تو اگر نیمه ی بیشتر من را خالی می گذاشتی انگار لبریز بودم..

 

ابراز احساساتت به بهترین نحو می نشیند روی این قلب پرترکش…

اشک نریختم زمانی ک ترکم کردی…کانون توجه مردهای دیگر شدم..

فقط دستان تو بود که لمس میکرد بدنم را جان میگرفتم..

این ها لمس کردن که سهل است،از کنارم عبور می کنند چهارستون بدنم می لرزد…

تو رفتی درکنار دیگری….دستانت حلقه می شود دور کمرش..

او را هم عاشقانه بنگر تا تسخیر کنی روح پر از سادگی اش را……..

   1394/7/29

مریم یزدی زاده

دسته‌هادسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *