عشق

دست ب قلم شده ام برای توصیف عشقمان…

برای به کاغذ نشاندن خاطراتمان..برای ریکورد های مکالمه هایمان..

فکرش را نمیکردم اینطور عاشقی کنی برایم…بعد از آنهمه تنهایی،خدا تورا کادوپیچ در یکی از گلچین شب های سالش هدیه داد…

 

همه موقتی بودنت را گوشزد می کردند.

اما بدهکار نبودند گوش های من…

تو نور خورشید منی…

چطور تورا اشباع نکنم..؟!

چطور تورا سیراب از عشق نکنم؟؟؟!

زمانی که می بینم قلب تنها و خسته ات را در میان دستانم…

دوستت دارم……..

مریم یزدی زاده      1394/7/29

دسته‌هادسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *