چرت ترمز را افریدم

دلتنگم و دلتنگ خودم
حالم نه خوب و نه بد، فقط بیمارم
دل را سپردم، گویا پس فرستادن
دل را نسپرده، پشیمان باز خواندم
خرافات را همینجا خط زدم
عشق را ب تنهایی ب آتش زدم
پیش می رم ب تنهایی، سوی آینده ای بی حس
بی حس و محدودم.. سرد ب این عالم گرم
میانه تابستان هست و من
حرارت غم را بیش از خورشید می فهمم.
#سبک_چرت_ترمز
#لی_کو
۹ مرداد ۹۶

Write for my readership

Hi there. I wish all of u be happy and then calm. These days I have thought so much about my website and finally I have decided to improve my level and then push myself under pressure to read story and then write regularly about stores that I will read and write my novel about Taitam and others heroes.. So for some week maybe, I need time to do my sewing works and regulate my time.. then I want to write here.. Thanks all of u to be near me.. Leila Koutabadi _Leyku

سختمه، این روزای سرد دیگه بسمه

روزهای سردم..
هر بار تا دم تیغ رفتم..
رفتم و بر گشتم..

نمی دونم ..
بعد این همه رفت و برگشتن
شاید ی روز برنگردم

خیلی خستم
بعد اینهمه سال..
شاید باید بمیرم

نمی دونم..
من بریدم یا از اول تو فاز این دنیا نبودم
نمی دونم..
ب گمونم.. من از اول دیونه بودم

هر بار ک تا دم تیغ می رم
ی صدایی از تو وجودم
نمی ذاره تا تهش، اینجوری بمیرم
..
سختمه
این روزای سرد دیگه بسمه
سردمه
این روزای سخت دیگه بسمه

#لی_کو
#leyku.ir

باش..

باش..
باش ای دیرینه آرزویم
باش و بگذار باران برای من هم بنوازد
آهنگ های عاشقانه
باش تا یک دل سیر با تو برقصم زیر باران با ترانه

من هنوز هم طعم باران را نمی دانم
نمیدانم هوای زنده چیست
زیر باران، رقص، دیوانگیست یا عاشقیست..

پشت پنجره ایستادن بس است
دیدن رقص و آواز لیلی و مجنون های دِگر، دیگر بس است
نبودنت وُ در آرزویت بودن بس است

باید ک باشی وُ..
زیر باران، تو باران من باشی..
باید ک باشی وُ ..
زیر باران، تو آرام من باشی..

#لی_کو
#مجله_مجازی_جام_واژ

#jamvazh
@jamvazh
#leyku
#leyku.ir

جاذبه ی تو

جاذبه ی تو..
مرا از زمین و زمان کند
و با خیال تو
از سیر آسمان و ستاره هایش ماندم
..
حال، تو زمین و آسمان من..
بچرخ تا شب و روز من با تو بگردد.
#لی_کو
#جام_واژ
#leyku
#jamvazh

Love yourself

The bad persons in your life ,don’t have any value to be in your mind
So give up any hate and live for yourself and your lovely persons (and this is for you too_love your self always..
#leila_koutabadi
#leyku
@jamvazh:instagram

New year new me

Well
I love the life
I want to live
A new year is coming
And i am happy
Cause of myself
I want to enjoy from the best of mine
I want to try ‎
Hard and lovely trying
I am here
Exactly here
I am alive
I now that should enjoy ‎
So
I pass my life in love of art
And try and try and try because I do my lovely works
Basketball
Sewing
Clothes designing
Writing_romance_poem..
Art
Being happy and have a big smile on my face
Now my life is in new period of time
Hey girl
You are the best of yourself
And always you are and will be in this way
In a green forest
Hand in your loves hands
‎:)‎

#leila koutabadi
#leyku
@jamvazh in instagram

بهار را لمس می کنم

زمستان سختی بود و ..
او رفته بود
خاطراتش جا مانده بود
و من..
بی نگاهی، از بهار ها می گذشتم
دلتنگ می شدم
دلتنگ زیبایی هایی ک بود و نمی دیدم..
خسته می شدم
از زمستانی ک در آغوشش آرامیده بودم

زمان.. همچنان می گذشت و می گذرد
و دلم .. همچنان تنگ بود و هست
جای هزاران هزار لحظه ی بی انتها خالیست
جای عشق و لبخند دوست خالیست
اینجا در پس ذهن و قلبم.. جای بهار خالیست

دلم..
بهار می خواهد
تا بلرزد این بهار
ب لبخند و مهر و صفایی
ب لی لا گفتن یاری

#لی_کو
#جام_واژ
28 اسفند ۹۵

Friend

My friend
Talk to me
Not like a god
Just like a friend
I need to know that u are near me and hear me
Leyku#

چه کنم

چه کنم
این سرمای استخوان سوز را..
ایستاده درست جایی روبروی آن آتش..
و خاموش شده ام
این روز ها
امید خاموش
ارزو خاموش
من خاموش
رفاقت خاموش
ع ش ق این واژه ی غریب از ابتدا گویی خاموش
آن آتش خاموش شده.. و جامانده خاکستری سرد
فراموش کرده ام.. واژگان را، نام ها را، خاطراتم
متشکرم
ک ب من فهماندی..
همیشه.. همیشه غمگین بوده ام، گویی اعتیاد مرا از پا انداخته و این شادی های لحظه ای، لبخند های گذارا.. تنها توهمات ثانویه ان اعتیاد است
و این سرما..
این سرما حاصل مستقیم خاموشی تمام اتش های درونم
ایستاده ام
بادی می وزد
مو هایم را ب دست خود چیدم.. تا باد هم بهانه ای عاشقی نداشته باشد..
تا درد این امید هم.. تمام شود
و شد
خاموشم
سردم
دورم
و نزدیک ب دنیایی مردگان
لفظ را گناهی نیست
زبان من ب مرگ گشوده شد.. و سرانجام مرگ ک رسد.. لبخند
لبخند نه آن سوی ک خرسندم
از ان رو ک دیگر ب اجبار زندگی را بالا و پایین نخواهم کرد تا امیدی پوچ یابم

آرزوی من بمیرد
و من همچو مردگان قدم میزنم
سرگشته و سرگردان
تا فرشته مرگ.. همان گونه ک موظف هست.. مرا برد
نمی دانم، نمی داند ب کجا
چرا ک من هنوز نساخته امش
اما تولد دگر را دوست ندارم دگر.. ب جهنم
بیایم و برم ک ؟

من، ترسو، نادان، اما بی گناه
بس است.. برای بی گناه بودنم ترسو شدم
برای بی گناه بودنم نادان ماندم
و بین چه کنم هایم مردم..
خاموش شدم

روزی شاید
والدینم
و خانواده ام را ب دادگاهی فرابخوانم
ک مرا بی گناه خواستن
و یک انسان بی گناه.. جایی جز بهشت ندارد
و من ک ان را نساخته ام.. بی مکان خواهم مرد
و نه.. ان ها هیچ وقت پاسخگو نخواهند بود
چرا که آن ها خود را بهترین ها میدانند

پست موقت
تا ببینم مستی غم تا کی بماند